...وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ (بقره 267)
راهنمای شرکت در مسابقه خاطرات معدنی

رادیو معدن، صدای مهندسی معدن ایران

جستجوی پیشرفته
01:36
radio

مسابقه خاطرات معدنی (زن بودن)

25 سالم که شد، توی گروه معدن واحد تهران جنوب شروع کردم به تدریس کردن، بعد دقیقا بهم درس ترم آخر دوره کارشناسی رو دادن، تخمین و ارزیابی ذخایر معدنی، و بعد من یادمه که کلاسم بعد از ظهر بود وقتی که رفتم اونجا پیش خودم فکر کرده بودم اول میرم توی گروه با اون خانومای که مسئول گروه هستن یه هماهنگی میکنم و بعد یخوره با آرامش بیشتر میرم سر کلاس...
پدیدآورنده: فرانک فیضی
01:13
radio

مسابقه خاطرات معدنی (شبی در معدن)

شب بود که برای خرید لودر چند نفری به معدن رفته بودیم که...
پدیدآورنده: صدیقه بهمن زیاری
01:44
radio

مسابقه خاطرات معدنی (زلزله در معدن)

داشتیم نهار میخوردیم، یه لحظه زمین زیر پاهام رزید، بلند شدم فرار کردم همین که رسیدم دم در یدفعه صدا انفجار اومد دوباره برگشتم داد زدم، به رفیقام گفتم چیه، چیه؟!
پدیدآورنده: سیدسعید عزیزی
05:33
radio

مسابقه خاطرات معدنی (شهید زنده)

همیشه بچه های معدن و دوست و آشناها وقتی من و میبینن یه اصطلاحی دارن میگن: چطوری شهید زنده؟!
پدیدآورنده: جواد حسینی نژاد
01:40
radio

مسابقه خاطرات معدنی (بوی گازوئیل)

شغل پدر معدن تعمیر ماشین آلات راهسازی معدنی بود، که در حال حاضر بازنشسته شده، بچه که بودم همیشه در اوقات فراغت میرفتم تعمیرگاه پدرم کار میکردم بخاطر علاقه زیادی که داشتم به تعمیرگاه و تعمیر ماشین آلات، اون زمان مثل حالا نبود که بچه ها، هرماه یا هر هفته برن خودشون لباس بخرن، برای ما سالی یه بار لباس میخریدن اونم شب عید نوروز، من با یه دست لباس هم میرفتم تعمیرگاه، کار میکردم، هم با همون لباس میرفتم مدرسه، درس میخوندم، همیشه ام بوی گازوئیل و روغن سوخته میدادم، بخاطر این موضوع هیچکس توی مدرسه با من بازی نمیکرد و همه من و مسخره میکردن، ولی من هرگز اعتماد به نفس خودمو از دست ندادم و تصمیم گرفتم با انتخاب شغل تعمیر ماشین آلات معدنی و راهسازی موفقیت رو بدست بیارم و حالا با یه رزومه کاری موفق از خیلی بچه ها که منو مسخره میکردن جلوتر هستم و در حال حاضر یکی از اون بچه ها خودش معدن داره و با هم دوستای صمیمی شدیم.
03:26
radio

مسابقه خاطرات معدنی (درباره علی)

ترم آخر کارشناسی بودن که برای پایان نامه اشون به مشکل برخوردن...
01:32
radio

مسابقه خاطرات معدنی (تونل زیر پاهاته)

ما یه خاطره ای سال 89، 90، در معدن مهدی آباد داشتیم، اون موقع قسمت کالامین معدن مهدی آباد 50، 60 سال پیش، اینا تونل زده بودن خارجی ها اصل مواد رو بردن، بعد با شرکت مبین رفته بودن اونجا جاده زدن تازه میخواستن پله هاشو باز بکنن، اینا زیر کوه همش خالی بوده، تونل زده بودن، بعد منم با بلدوزر تی دی 40 کار میکردم، بلدوزر بزرگ و سنگینی بود، سرپرست کارگاه اومده، گفته اینجا واینسید، اینجا زیرش تونله، ما رفتیم 50 متر جلوتر وایسادیم، بعدش سرپرست عملیات اومد گفته نه تونل این زیر پای شماست، باید بیای عقب وایسی، کار نداری بیا عقب وایسا، ما اومدیم عقب وایسادیم، تو حال خودمون بودیم، یه باره ریزش کرد، تونل ریزش کرده بود، عقب بلدوزر رفته بود پایین، سر بلدوزر مونده بود بالا، بعد اون لحظه بدنم کلا یخ زده بود، اومدم با یه بدبختی ای بلدوزر رو با دستگاه های دیگه کمک کردن کشیدیم بالا، اون روز بدترین روز عمرم در معدن بوده...
پدیدآورنده: سیدحرمت چراغی
05:28
radio

مسابقه خاطرات معدنی (گرگ در زد)

من وقتی رسیدم به اون روستا دیدم هیچ خبری طبق اون تایمی که قرار گذاشته بودیم ازشون نشد...
پدیدآورنده: هادی حیدری
02:21
radio

مسابقه خاطرات معدنی (مکالمه نامزدی)

این خاطره برمیگرده به سال 1388 اون موقع من تو معدن سنگ آهن مروارید کار میکردم...
پدیدآورنده: حسن نوابی اصل
02:09
radio

مسابقه خاطرات معدنی (میدان پاستور)

یه نکته ای داره نه پولی اینجا هست نه جایگاه و پستی...
پدیدآورنده: محمدتقی رادمان
01:36
radio

مسابقه خاطرات معدنی (دینامیت بازی)

دینامیت ها رو یه قسمتی از کوه قرار دادم واسه خودم...
پدیدآورنده: سعید منصوری
02:12
radio

مسابقه خاطرات معدنی (روغن سوزی)

دستگاه سیم برش به روغن سوزی افتاده، اگه بهش فشار بیاریم، بخوایم باهاش کار کنیم ممکنه موتور بسوزونه...
پدیدآورنده: حسین اکبرزاده
سیدعلیرضا نیازخانی کارگزاری سنگ ساختمانی
0
حسین داودی مهندس معدن
5
وجیهه میرحسینی گوهرشناسی
5
الناز زحمتکش زمین شناسی اقتصادی
5
زهرا حسنعلی زاده مهندس معدن استخراج
5
احمد شكارى مهندسی معدن
5
حسین نگهداری راننده بیل مکانیکی
5
محمود لشنی زند مهندسی معدن
0
logo-samandehi