درج تبلیغات
جهت کسب اطلاعات بیشتر کلیک کنید
خاطره معدنی گرگ در زد

خاطره معدنی گرگ در زد

من وقتی رسیدم به اون روستا دیدم هیچ خبری طبق اون تایمی که قرار گذاشته بودیم ازشون نشد...
پدیدآورنده: هادی حیدری | مدت: 05:28
قیمت محصول: رایگان
دریافت
تاریخ انتشار: ۱۴۰۰/۰۷/۰۱ ۰۵:۴۲:۱۰
بازدید : 8363
06:30
radio

معدن الماس میر (روسیه)

معدن الماس میرنی در شرق سیبری در روسیه، یک گودال بسیار بزرگ است که به دست بشر حفر شده است. این غول روسی با 1.2 کیلیومتر قطر وسعت، و 525 متر عمق بزرگترین معدن الماس روباز دنیا است...
پدیدآورنده: علی دوستی
03:37
radio

برندسازی مواد معدنی کشور به عنوان کالاهای ایرانی

سال حمایت از کالای ایرانی در بخش معدن را میتوان به جایگاه مواد معدنی ایران و جهان تعمیم داد.
04:58
radio

داستان معدنی فانتزی کوهیار و دنا

در دل کوه های سرافراز که گویی آسمان را در آغوش کشیده اند، جایی که فلک و خاک در پیوندی ازلی آرمیده اند، جوانی پرشور به نام کوهیار، در یکی از رگ های طلایی زمین کار میکرد. او با عشقی سرشار و اشتیاقی بی پایان، هر روز به درون معدن می شتافت تا با رنج بسیار، گوهرهای ناب را از آغوش سنگین ماگما بیرون کشد. در همان نزدیکی، زیبایی گلبرگ به نام دنا، در روستایی کوچک که در دامان کوهسار آرمیده بود، زندگی می کرد. دنا عاشق طبیعت بکر و زمین مادری بود. در هر فرصتی، به دامنه های سربلند می رفت تا از جلوه های زیبایی آن لذت برد و با دستانی که عطر مهربانی را می پراکند، نمونه هایی از سنگ ها و کانی های رنگارنگ را جمع آوری می کرد. او از این گنجینه های طبیعی، گردنبندها و دستبندهای زیبا می ساخت و با سود اندکی به مردمان روستای خود می فروخت. روزی، آمد که کوهیار پس از ساعت دراز کار، از معدن بیرون تا اقامتی کوتاه داشته باشد، در میانه راه، دنا را دید که جمع آوری سنگ های درخشان و رنگارنگ از روی زمین بود. نگاهشان برای لحظه ای در هم گره خورد، اما اتفاقی عجیب رخ داد. سنگها پای دنا شروع به لرزیدن کردند و از زمین بلند شدند. سنگ ها در هوا شناور شدند. و شکل یک موجود عجیب را بردند. این موجود سنگی به سمت داخل کوهیار حرکت کرد و او را به یک غار مرموز کشاند. کوهیار در آن غار گیج و سرگردان بود. دیوارهای غار از سنگ های رنگارنگ و درخشان شده بود. صدا، یک صدای رعدآسا از اعماق غار شنیده شد: تو که گوهرهای زمین را می ربایی، باید به سزای اعمالت برسی! امید از ترس خشکش زده بود. دنا که شاهد این صحنه بود، بدون درنگ به دنبال کوهیار به داخل غار رفت. او با شجاعت گفت: ای روح زمین، این جوان فقط برای امرار معاش کار می کند. او عاشق طبیعت است و هرگز قصد آزار به آن را ندارد. صدای رعدآسا فروکش کرد و سنگهای غار شروع به درخشیدن کردند. یک نور فراطبیعی غار را روشن کرد و کوهیار و دنا را احاطه کرد، کوهیار و دنا در میان آن نور درخشان، احساس آرامش احساسی کردند. صدا، یک صدای ملایم و دلنشین در غار طنین انداخت: شما دو نفر، قلب های پاکی که عاشق زیبایی های طبیعت هستند. این آزمون، برای بررسی صداقت شما بود. در این لحظه، دیواره های غار شروع به لرزیدن کردند و شکافی عظیم در آن ایجاد شد. از میان این شکاف، یک گنجینه بزرگ پدیدار گشت که از جواهرات درخشان و سنگ های قیمتی لبریز بود. صدا ادامه داد: این گنجینه، پاداش شماست برای زیبایی های طبیعت و پاکی قلبتان. کوهیار و دنا با شگفتی به آن گنجینه خیره شده بودند. اما، گنجینه شروع به لرزش کرد و از هم پاشید. سنگ ها و جواهرات در سراسر غار پراکنده شدند. صدا گفت: ثروت واقعی، درک زیبایی های طبیعت ساده نهفته است، نه در مالکیت گنجینه ها. - باصدای آیدین زینال زاده، نویسنده و کارگردان: علی دوستی - تهیه شده در استودیو رادیو معدن ایران
پدیدآورنده: آیدین زینال زاده
00:00
radio

هدفگذاری تولید 55 میلیون تن فولاد در ایران (ماینکس 2021)

بزودی...
پدیدآورنده: علی دوستی
05:04
radio

گنبدهای نمکی (قسمت دوم)

گنبدهای نمکی میتوانند در حوزه های رسوبی جایی که کانسارهای ضخیمی از نمک حداقل با 150 متر از دیگر رسوبات مدفون گردند ایجاد شوند.
پدیدآورنده: علی دوستی
02:12
radio

خاطره معدنی روغن سوزی

دستگاه سیم برش به روغن سوزی افتاده، اگه بهش فشار بیاریم، بخوایم باهاش کار کنیم ممکنه موتور بسوزونه...
پدیدآورنده: حسین اکبرزاده
logo-samandehi